صفحه اول | فصلنامه هاي منتشر شده | معرفي نويسنده گان | درباره ما |

 فصل نامه شماره :

 
معرفي

 حسين فخري

در سال 1328 خورشيدي در غزني منولد شد. او تحصيل كرده دانشكده پليس است و از نوجواني به داستان نويسي روي آورده است. فخري از سال 1367 تا سال 1371 در سمت معاون دادستان كل و دادستان عمومي نيروهاي مسلح افغانستان كار كرده است.

آثار منتشر شده: ملاقات رد چاه آهو، اشك گلثوم، تلاش، گرگها و دهكده، مصيب كلنگان، شوكران در ساتگين سرخ، از عابران تا شهر سليمان و ...

 
 
مرور كوتاهي بر نثر داستاني معاصر دري
 

كد مطلب :  9              تعداد دفعات نمايش : 860                 

 

در خيال هم چنين تصوري را راه نميدهد . بهرصورت بايد پذيرفت که کار عتيق رحيمي درخاکستر و خاک پخته و سبک وشيوه نگارشش با کيفيت کار سازگار است. کتاب فصل پنجم خالد نويسا عرصه آزمونهايش درفن داستان نويسي ، ساختار، پرداخت، ذهنيت هاي گوناگون ، زبان و توصيف وبينش کلي اثر به شمار ميرود. خالد نويسا درداستان هاي اوليه اش به ساده نويسي رو مي آورد(( از لالا بدش مي آيد . لالا او را نمي گذاشت از خانه بيرون برود . لالا نگذاشته بود مثل دختر هاي ساده پيش ملا بنشيند و قرآن بخواند. نميخواست رويش را براي کسي نشان دهد و با کسي حرفي بزند. ميگفت " دختر ناموس است و بايد همين طور باشد)) فصل پنجم . نويسنده گاهي گفت و گو ها را عاميانه مينويسد. (( صوفي رشيد با آواز پستي گفت: - زورآور اين طور نکن. غلام گفت: - اما جان نگاه کردن هم براي من فرض است. و رفت . ص 277 تصورات شبهاي بلند )) دراين آثار نويسنده اين ضرورت را احساس مي کند که در باره زبان بينديشد و در گزينش واژه ها سبک و پسند آگاهانه اي داشت باشد و زباني را به کار ببرد که براي خوانندگان سراسر مملکت مفهوم است. دراين گفت و گو ها گفتار دهقان پروان و کاپيسا و کوچي فلان قبيله و افسر و محصل دانشگاه از هم متمايز است و به يک زبان و ساخت و پرداخت سخن نمي گويد و از شعبده بازيهاي بي معنا با زبان و واژه هاي فرسوده پرهيزمي کند . اما اين صحنه از داستان کهنه ياد: (( رنگ از رخسارش پريد وبادو دلي به ترديد به سويم نگريست . خطوط چهره اش درهم و پيشانيش چين برداشت . هاله يي از تقدس و التجا که مخصوص زنان پارساست دور رخسارش را احاطه کرد . حالا وقت بود که مرا به خاطر کار خلاف نزاکتي که درخصوص زندگي وي انجام داده بودم سرزنش نکند. اماوقت آن فرارسيد که چنين جنگجويي تسليم شود.)) ص 63. علاوه بر لحن کودکانه نداشتن ، معلوماتي را ارائه مي کند که حال راوي همه دان و شيوه سوم شخص است. به اين گفت و گو توجه کنيد: ((هما با عجله و به صورت نا مرتبي گفت: - ميخواستم بدانم آيا اتاقها موش دارند. منشي گفت: - فرض کن داشته باشند. ما که نواسه هاي افلاطون نيستيم. همه آرام پاسخ داد: - براي من تاريکي ، موشها و تنهايي ترسناک است. منشي سرفه طويلي را سرداده با اعتراض محرمانه يي گفت: - تو هميشه از تنهايي ميگويي اما ملامت من هستم )) ص 55 . الفاظ و جملاتي که نويسنده در ذهن منشي ، هما ، فالبين و به خصوص کودک راوي داستان نهاده است با خصوصيات فردي ، يعني خصوصيات روحي و اخلاقي آنها سازگار نيست و زبان غير دقيقي براي اين گفت و گو برگزيده است. گهگاهي از واژه ها و جملاتي که زبان روزمره و لهجه مردمان ما نيست وبيگانه مينمايند ، استفاده ميشود ((مثل سگ پارس ميکرد. قيافه ميگرفت . روخشک کن. کمدها، شلنگ مي انداخت)) چند کلمه يي هم نادرست امده و شايد غلط چاپي باشد (( بي مهابا، اسطبل، همرايش)) که درست و بهتر آن (( بي محابا، اصطبل و همراهش )) است که در چاپ بعدي تصحيح گرديده اند. اما خالد نويسا در کتاب تصورات شبهاي بلند ودرآثار سالهاي اخيرش که عادتهاي نو جويي و تجدد طلبي اين جا و آنجا رخ نموده و راه را براي پيرايش و پالايش زبان چنانکه بايد کشوده است، نويسنده قدمهاي مهم درکنار بازنکري و باز سازي زبان ونثر داستانها برداشته و نثر باالنسبه نرم و پر انعطاف و قابل قبولي را ارائه کرده و زبان به تدريج تکامل کرده است. باوجودي که زبان فارسي دري در سده اخير همراه با فراز وفرود هاي بزرگ اجتماعي و سياسي وفرهنگي دگرگونيها ژرفي را پيموده است اما هنوز زباني است درحال باليدن و شکل گرفتن و تغيير و تحول يافتن و کشاکشها برسراين زبان و ساخت و سرنوشت آن نه تنها فروکش نکرده بلکه دردهه هاي اخيرداغتر نيز شده است. بهر ترتيب در پهلوي نويسندگان ياد شده نويسندگان ديگري همچون روستا باختري، کريم ميثاق، ببرک ارغند، سالم سايق ، حسين حلاميس، سلام قشلاقي، نعمت حسيني، عالم افتخار، دستگيرنايل، رفيع جنيد، محمد جواد خاوري، علي پيام، حليم تنوير، محمد اسحق شجاعي، پروين پژواک، عزيزالله نهفته، محمد حسين محمدي، تقي واحدي، نبي عظيمي، حميرا رأفت، معصومه کوثري، محمد آصف سلطان زاده ، باقرعادلي، سيدحسين فاطمي، ميلاد بلخي، عباس آرمان، ذبيح الله پيمان ، آمنه محمدي، عباس کوثري و ......... هم هستند که در قسمت تحول و پيشرفت نثرداستاني ياري رسانيده اند که مرور آثار شان فرصت و مجال بيشتري ميطلبد واميد واريم که روزي به اين مقصود نايل گرديم . قوس 1385 رويکردها : - آثار ذکر شده نويسندگان . - داستانها و ديدگاهها ، حسين فخري، چاپ دوم ، 1374 پشاور. - خط سوم ، شماره 7 ، بهار1384 ايران، مشهد. - سبک شناسي ، محمد تقي بهار، انتشارات زوار، 1381 . - از صبا تا نيما تا روزگارما، 3 جلد، يحيي آرين پور، انتشارات زوار. - نثردري درافغانستان، علي رضوي، انتشارات جيهاني ، بهار 1380 . - پرنيان شماره 5 و 6 ، بهار 1384 ، داستان نويسي درافغانستان، محمد حسين محمدي . - کودک روايتگرداستان ، حسين سناپور، گردون شماره 51 . - ساختار وتاويل متن ، بابک احمدي، نشر مرکز، چاپ سوم 1375 . - مقالات شمس، داکتر ناصرالدين صاحب الزماني ، سخن و انديشه، تهران 1371 .چ - زمينه هاي نو گرايي ودگرگوني ادبيات ، پويا فاريابي، نقد وآرمان ، شماره 2 . - هنرداستان نويسي ، ابراهيم يونسي، انتشارات سهروردي ، ميزان 1365.


1

2

3

4

5

6

 :صفحه

 ) نظرات شما:

 
 نام
 email
 سايت
 
 نام و آدرس پستي شما محفوظ است.

 تدين عقلي
 

 مقدمه اي بر شاهكار ها و مضامين پايا در ادب ما
 

 انديشه هاي نا ارسطويي ناصر خسرو
 

 از واژه هاي اشك تا قطره هاي شعر
 ملازمه روشنفكري و دين داري
 

 مروري بر تحولات ادبي در افغانستان
 خمسه اوليه
 مرور كوتاهي بر نثر داستاني معاصر دري
 

 دستي در واقعيت و سري در رويا
 روايتي ديگر از روايت آيينه
 

 چپ دست ها
 

 

 Powered and Designed by Iranwebs.com