صفحه اول | فصلنامه هاي منتشر شده | معرفي نويسنده گان | درباره ما |

 فصل نامه شماره :

 
معرفي

 رهنورد زرياب

در سال 1323 خورشيدي در شهر كابل ديده به جهان گشود. او تحصيل كرده كشور بريتانيا است و از نوجواني آغاز به نوشتن داستان كرده است.

آثار منتشر شده : آوازي از ميان قرن ها، مرد كوهستان، دوستي از شهردور، نقش ها و پندارها، جه ها كه نوشتيم، گلنار و آيينه و ...

 
 
خمسه اوليه
 

كد مطلب :  6              تعداد دفعات نمايش : 372                 

 

مرتضي احمد محمد زايي ، از افغان هايي بود که در هندوستان زنده گي مي کردند. شاد روان غلام محمد غبار، درجلد دوم " افغانستان در مسيرتاريخ" مي نويسد که شماري از افغان ها در هندوستان، جريد? يي را که "افغانستان" نام داشت، به مبارزه برضد محمد نادرشاه کشيدند. اين جريده ، در هنگام اغتشاش حبيب الله کلکاني ، توسط مرتضي احمد خان، به زبان دري منتشرگرديد، روشنفکران افغانستان که نمي توانستند در داخل کشور نشريه يي داشته باشند، ازاين جريده خوب استقبال کردند. پس از آن که محمدنادر به پادشاهي رسيد، اين جريد? خوش باور ، به دفاع از پادشاهي او برخاست و اين روش جريده، نا خوشنودي روشنفکران را در افغانستان پديد آورد. غبارمي افزايد که درهمين هنگام، تني چند از جوانان افغان که ازهندوستان عبور مي کردند، توسط خواجه هدايت خان – جنرال قنسل افغانستان – با مرتضي احمد خان در دهلي ديدار کردند. همين ديدار، موضع گيري جريده را دگرگون ساخت و از آن پس ، مرتضي احمد خان نبشته هايي به ضد شاه جديد به چاپ رسانيد. پس از چندي ، در اثر درخواست وزارت خارجه کابل، جريد? " افغانستان" ازطرف انگريز ها توقيف شد و مرتضي احمد خان محمد زايي زنداني گرديد. در داستان " جشن استقلال در بوليويا" ، رويداد ها در سرزمين دور افتاده يي – درکشور بوليويا – اتفاق مي افتد و معلوم نيست که چرا نويسنده چنين محل نا آشنا و دور دست را به حيث مکان داستانش بر گزيده است. قهرمان داستان که يک بازرگان پرشور و خون گرم افغان است، "احمدگل" نام دارد و مالک يک کارخان? دارو سازي درکشور بوليويا است. او در آن جا، به روستايي دختر زيبايي به نام "ماري سينا" که «رخساره هاي گلابي، موهاي نيم رنگ طلائي،چشم هاي آبي ونگاه هاي شوخ وبيباک » دارد، دل مي بازد. "احمدگل" دراين ماجرا با رقيب زورمندي روبه رو مي شود. اين رقيب که " دان سينکو" نام دارد، از اعضاي برجست? مجلس ملي بوليويا ، و رهبر يک حزب بزرگ سياسي است. دراين ميان، دختر زيبا روي ، عشق بازرگان افغان را مي پذيرد ، در نتيجه، کار "احمدگل" و" دان سينکو" به جنگ تن به تن مي کشد و سياستگر بوليويايي با گلول? بازرگان افغان زخمي مي شود. با اين هم ، او از ميدان بدر نمي رود و لايحه يي را از مجلس مي گذراند که برپاي? اين لايحه ، حکومت بوليويا آن خارجياني را که کشورهاي شان با بوليويا روابط سياسي ندارند، بايد در ظرف سه ماه از بوليويا اخراج کند. بدين صورت، "احمدگل" ناگزير ميشود که سرزمين آن دوشيز? زيبا روي را براي هميشه ترک گويد. و اما در آخرين لحظات، آن دختر آبي چشم به "احمدگل" مژده مي دهدکه « امروزدريکي از جرايد مهم خوانده ام که سفراي مختار افغانستان و بوليويا، در دارالحکوم? "ايکوي دور" يک معاهد? سياسي را امضاء کردند و وزير مختار افغانستان با طيار? امروزدر لاپاز وارد شده است.» آن وقت، "احمدگل" در مي يابد که شاه امان الله آزادي کشوررا به دست آورده است و وزارت خارج? بوليويا در جواب تيلفون او مي گويد: «جلالتمآب سردار عبدالتواب خان وزيرمختار جديدالورود افغانستان واقعاً تشريف آورده و در هوتل با شکوه لاپاز تشريف دارند.» دو روزبعد، جشن آزادي افغانستان و جشن ازدواج "احمدگل" و" ماري سينا" در دامنه يي از کوه هاي سر سبز برگذارمي شود. فضاي پايان داستان، سرشار ازاميد واحساسات شاه دوستانه و ميهن پرستانه است. براساس آنچه گفته آمد، مي شود پذيرفت که ادبيات داستاني نوين دري درافغانستان، با همين اثر ها و به دست همين خامه زنان، در آغازين سالهاي سد? چهاردهم هجري خورشيدي پايه گذاري شد و شکل گرفت. پس ميتوانيم گفت که ادبيات داستاني ما ، روي همرفته، هشتاد سال عمر دارد.


1

2

3

 :صفحه

 ) نظرات شما:

 
 نام
 email
 سايت
 
 نام و آدرس پستي شما محفوظ است.

 تدين عقلي
 

 مقدمه اي بر شاهكار ها و مضامين پايا در ادب ما
 

 انديشه هاي نا ارسطويي ناصر خسرو
 

 از واژه هاي اشك تا قطره هاي شعر
 ملازمه روشنفكري و دين داري
 

 مروري بر تحولات ادبي در افغانستان
 خمسه اوليه
 مرور كوتاهي بر نثر داستاني معاصر دري
 

 دستي در واقعيت و سري در رويا
 روايتي ديگر از روايت آيينه
 

 چپ دست ها
 

 

 Powered and Designed by Iranwebs.com