صفحه اول | فصلنامه هاي منتشر شده | معرفي نويسنده گان | درباره ما |

 فصل نامه شماره :

 
معرفي

 نصرالله پرتو نادري

در سال 1331 خورشيدي در روستاي جرشاه باباي كشم بدخشان تولد شده. دوره دبستان و دبيرستان را در زادگاهش خواند و در سال 1349 از دارالمعلمين كابل فارغ التحصيل شد. وي در سال 1350 از دانشكده علوم دانشگاه كابل سند ليسانس دريافت كرد.

آثار منتشر شده: تصوير بزرگ آيينه كوچك، لحظه هاي سربي تيرباران، قفلي بر درگاه خاكستر، سوگنامه اي براي تاك، آنسوي موج هاي بنفش، رو در رو با واصف باختري

 
 
از واژه هاي اشك تا قطره هاي شعر
 

كد مطلب :  5              تعداد دفعات نمايش : 1126                 

 

شعراين دسته از شاعران در يک جهت روان انسان را پالايش مي دهد و درجهت ديگر انديشه هاي انسان را به سوي آزاده گي فرا مي خواند ، و اما شعر مقاومت به حيث يک جريان ادبي، چگونه وارد ادبيات جهاني شده است؟ يا اين گونه مطرح کنيم که اصطلاح شعر مقاومت چگونه و ازکجا به جريان جهاني ادبيات پيوسته است؟ دريافت من چنين است که شعر مقاومت ازطريق ادبيات عرب مغرب، خاصتاً ادبيات الجزاير و به همين گونه ازطريق ادبيات فلسطين وارد ادبيات جهاني شده است. غير از اين ادبيات امريکاي لاتين و شايد هم ادبيات ويتنام در گسترش جهاني شعر مقاومت نقش داشته است. شعرمقاومت گويي همان قانــون جاذبه است که بــعد دانشمندي آن را کشـــف مي کند. يعني تاريخ چنين شعري به تاريخ پيدايي شعر و ادبيات همزمان است، ولي اصطلاح شعر مقاومت بر مي گردد به سدهء بيست. بعضاً چنين پنداشتي نيز وجود دارد که گويا شعر مقاومت بر اثر هجوم يک نيروي بيگانه در ادبيات سرزميني که مورد هجوم قرارگرفته است پديد مي آيد وبا عقب زدن هجوم وظيفه آن به پايان مي رسد. اين نکته قابل تأمل است که شعر مقاومت در چنين وضعيتي جدي تر مي شود و برجسته گي بيشتر پيدا مي کند، ولي به هيچ دليلي پيدايي آن وابسته به هجوم يک نيروي وابسته نيست. در ايران اصطلاحي به نام شعر جنگ نيز وجود دارد. من فکر مي کنم اين اصطلاح بيانگر شعر مقاومت در دوران هجوم نيروي بيگانه است. به مفهوم ديگر آنها خواسته اند تا شعر مقاومت در دوران هجوم را با اصطلاح شعر جنگ مشخص کنند. همين حالا درايالات متحده امريکا شعر مقاومت وجود دارد، در حالي که امريکا مورد هجوم نيست. درايران شعر مقاومت وجود دارد، در حالي که هجوم عراق عقب زده شده است. ارتش سرخ شوروي سابق از افغانستان بيرون رانده شده و دولت دست نشاندهء اتحاد شوروي درافغانستان به تاريخ پيوسته است، ولي شعر مقاومت درافغانستان نفس مي کشد. شعر مقاومت پرخاش آگاهانهء شاعر روشنفکراست، پرخاش آگاهانهء روشنفکر پيوسته وجود خواهد داشت و شعر مقاومت زيباترين و مؤثر ترين بيان آن پرخاش است. درارتباط به شعر مقاومت در داخل کشور من مشخصاً با دو ديدگاه متفاوت برخورده ام. شماري مي گويند که اساساً در سالهاي اشغال در داخل کشور چيزي به نام شعر مقاومت وجود نداشته است. به عقيدهء آنها شعر مقاومت نمي تواند در زيرحاکميت نيروي اشغالگر و دولت وابسته به آن به وجود آيد. آنهاشاعران و نويسنده گان را که سالهاي حاکميت حزب دموکراتيک خلق که بعداً به حزب وطن، تغيير نام داد، در کشور ماندند، از پشت عينک دودي شک و ترديد نگاه مي کنند و همه را به يک چوب مي رانند. آنها مي گويند اين شاعران و نويسنده گان حقوق بگير دولت بودند، بناً آفرينشهاي ادبي آنها درحوزه مفهوم شعر مقاومت نمي گنجد. گروه دوم کاملاً در نقطهء مقابل اين ديدگاه قراردارد اينها مي گويند شعر مقاومت دراين سالها درافغانستان يک جريان و جنبش مشخص ادبي را به وجود آورده است. به پنداشت من اين هردو ديدگاه با اشتباهاتي آميخته است. منطقاً مقاومت در هرشکل آن درجايي پديد مي آيد که استبداد وجود داشته باشد. پيشگامان رستاخيز شعر مقاومت فلسطين ، محمود درويش ، سالم جبران، سميع القاسم، توفيق زياد، يوسف الخطيب، نايف سليم، حبيب زيدان، راشد حسين، عصام العباسي و چند تن ديگر يک چنين آفرينش هاي ادبي را در فلسطين اشغالي آغاز گردند و شعر مقاومت فلسطين را با ادبيات جهاني پيوند دادند. البته همه ء اين شاعران تا آخر در سرزمينهاي اشغالي باقي نماندند، شماري به کشورهاي عربي و بيشتر به مصر و لبنان پناهنده شدند و شعر مقاومت برون مرزي فلسطين را پايه گذاري کردند. شعر مقاومت فلسطين درکشور هاي عربي وشعرمقاومت درسرزمين هاي اشغالي در حقيقت دو شاخهء نيرومند از يک تنهء واحد اند. يا مي توان گفت اين دو جريان چنان دو شط خروشان به يک دريا مي ريزد. با آن چه که گفته شد به پنداشت من نفي جلوه هايي شعر مقاومت در ادبيات دو دهه گذشته در افغانستان، منصفانه به نظر نمي آيد. ازشعر جنبش مشروطيت که بگذريم از نيمه دهه چهل تا کودتاي خونين ثور يا ارديبهشت ماه 1357 خورشيدي شعر افغانستان از نظر محتوا و فرم با تغييرات چشمگير و مثبتي رو به رو شد. شعر به زنده گي وتجربه شخصي شاعر نزديکتر شد و زبان تازه پيدا کرد و بر جنبه هاي تصويري شعر توجه بيشتري صورت گرفت. شعرسياسي – اجتماعي اين دوره شعريست آرمانگرايانه . شعر پرخاش و مبارزه برضد استبداد است. شماري علاقه ندارند که شعر سياسي – اجتماعي اين دوره را شعر مقاومت بگويند. به اين دليل که شعر مقاومت مربوط به دوره ي ايست که جامعه مورد تجاوز قرارمي گيرد، اما چنين شعر هاي به سبب مقابله با دستگاه دولت ودعوت مردم به اشتراک درچنين مقابله يي شامل حوزه يي شعر مقاومت مي شود. البته اين بار مقاومت در برابر استبداد نيروي خودي است. من فکر مي کنم دراين دوره واصف باختري، سليمان لايق، رزاق رويين ، اسدالله حبيب، علي حيدرلهيب، بارق شفيعي ، ليطف ناظمي، داوود سرمد، مضطرب باختري و شاعران ديگري شعر سياسي و روشنفکرانه افغانستان را به پختگي رساندند. مي شود گفت که اينها شاعران مقاومت همان روزگاران بودند. البته به هيچ روي شعر اين دسته شاعران از نظر زبان ، تخيل وتصور پردازي يک سان نيست. مثلاً بارق شفيقي درين دوره با شعر هاي کمتر تصويري خويش نسبت به ديگران شهرت بيشتري دارد. درافغانستان گاهي نام شمار شاعران پيشتراز شعر آنها و گاهي شعر بعضي از شاعران پيشتر از نام و شهرت آنان قراردارد. درين سالها شبنامه ها ، تظاهرات، سخنرانيهاي سياسي با شعر و به اصطلاح آن روز با شعرانقلابي آغاز مي شد، شعر به يک وسيلهء مبارزه بدل شده بود. چيزي که به نظر من از همه مهمتر مي آيد، اين است که شاعر آنچه را ، مي سرود به آن باور داشت. شاعر عملاً باجنبش هاي سياسي اجتماعي کشور در پيوند بود و درجهت تغيير اوضاع تلاش مي کرد. به اصطلاح آن روز، براي يک شاعر انقلابي ننگينتر ازاين چيزي نبود که او درجهت دفاع و برحق بودن حاکميت شعري مي سرود. دراين سالها جنگهاي دستنويس شعري وجود داشت که در ميان دانشجويان و هوا خواهان تحول اجتماعي، دست به دست مي گشت. جنگهاي که شعر هاي آمده درآنها با وجود آزادي نسبي مطبوعات، امکان چاپ نداشتند. شايد حدود (90) درصد شعر هاي چاپ شده درکتاب هاي ... و آفتاب نمي ميرد و از ميعاد تا هرگز واصف باختري که بهترين شعر هاي اين شاعر در آنها چاپ شده، دراين سالها سروده شده اند. ستاک بارق شفيعي دراين سالها شهرت زياد داشت. سفر در توفان محمود فاراني همين سالها سروده شده اند شعر هاي علامه سيد اسماعيل بلخي لبريز از روح مبارزه و پرخاش آگاهانه در برابر دستگاه حاکمه است. او خود بزرگترين شعر مقاومت است که بر کتيبه تاريخ حک شده است. آزاده مرد متفکري که سالهاي درازي را درسلولهاي نمناک زندان دهمزنگ سپري کرد و زبوني را نپذيرفت. شايد هنوز روي ديوار ها و دروازه هاي نظارت خانه صدارت و زندان پلچرخي شعر هاي اين شهيد بزرگوار را که زندانيان نوشده اند وجود داشته باشد، در سالهاي اخير زندان درکمتر سلولي بود که اين بيت را نخوانده باشم: ما تن به فنا داديم تا زنده شما باشيد برخاک مزارما دستي به دعا باشيد اگر خواسته باشيم از سروده هاي اسد الله حبيب چه از نظر زيبايي شناختي و چه از نظر پرداخت صميمانه به مسايل اجتماعي – سياسي شعر هاي را بر گزينيم، بدون ترديد تاريخ آن شعر ها به همان سالها برمي گردد. شماري از سروده هاي سليمان لايق در آن سالها از پرآوازه ترين شعرهاي روزگار خود بودند، صداي ناخدا پيچيد در شب که هان اي رهروان بيدار باشيد


1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

 :صفحه

 ) نظرات شما:

 
 نام
 email
 سايت
 
 نام و آدرس پستي شما محفوظ است.

 تدين عقلي
 

 مقدمه اي بر شاهكار ها و مضامين پايا در ادب ما
 

 انديشه هاي نا ارسطويي ناصر خسرو
 

 از واژه هاي اشك تا قطره هاي شعر
 ملازمه روشنفكري و دين داري
 

 مروري بر تحولات ادبي در افغانستان
 خمسه اوليه
 مرور كوتاهي بر نثر داستاني معاصر دري
 

 دستي در واقعيت و سري در رويا
 روايتي ديگر از روايت آيينه
 

 چپ دست ها
 

 

 Powered and Designed by Iranwebs.com