1. ادبيات فني: در سراج الاخبار مقاله ها و شعر هايي در وصف بيرق ، راديو ، تيلفون، ريل و ذغال سنگ به نشر مي رسيد که بعداً محمود طرزي اينگونه اشعار خويش را گرد آوري نموده درکتاب "ادب درفن" به چاپ رسانيد.همهء اين اشعار گواهي ميدهند که صنعت و تکنولوژي جديد يکي از مسايل مورد علاقهء محمود طرزي درزمانهء خود بوده است. طرزي درشعر "بگذشت و رفت" ميسرايد:
وقت شعر و شاعري بگذشت ورفت
وقت سحر و ساحري بگذشت و رفت
وقت اقدام است و سعي و جد و جهد
غفلت و تن پروري بگذشت و رفت
عصر عصر موتر و ريل است و برق
گام هاي اشتري بگذشت و رفت...
عبدالقيوم قويم، مروري برادبيات معاصر دري، چاپ اول 1385 کابل ، مطبعه فجر، ص 22)
ياحاجي شيراحمد مخلص ، دربارهء کسب علم و فن و ترقي کشورمي گويد:
زفيضان کمال و فن ترقي کرد چون جرمن
کزوخصمان او دارند بيم ملک و جان امروز
بياييد اي مسلمانان امروز که ما هم بهر علم و فن
به جد و جهد بر بنديم روز و شب ميان امروز
زعلم و حکمت و دانش ترقي مي کند دولت
نمي شايد که ما باشيم در خواب گران امروز
ترقيات جرمن را به خود سرمشق انگاريم
به تعليم فنون کوشيم بر قدر توان امروز
(اسدالله حبيب، ادبيات دري ... ص 98)
2. ادبيات ملي : از شماره 20 سال ششم، ستون جديدي به نام " ادبيات ملي" در سراج الاخبار گشوده شد. دراين ستون شعر، اقسام نثر، ضرب المثل ها ، فقرات حکمت آميز، انواع ادبي به لهجه هاي ميهني و پند تاريخي چاپ مي گرديد. محمود طرزي با چاپ غزل هايي به لهجه هاي گوناگون ، زمينه را براي پرورش زبان هاي محلي فراهم مي ساخت و براي نخستين بار زبان محاوره را وارد قلمرو نگارش کرد. کار طرزي در زمينه، فلکلور، بزرگترين گامي بود که دراين عرصه برداشته مي شد اما مع الاسف بعد از محمود تا دههء چهل کمتر به آن توجه صورت گرفت.
3. ترجمه : يکي از کار هايي که درسراج الاخبار صورت گرفت ترجمه بود. ترجمهء رمان هاي فانتزي ژول ورن چون سياحت در جو هوا، جزيره پنهان و سياحت در زير بحر توسط محمود طرزي ، تحول بزرگي را در داستان نويسي افغانستان به وجود آورد. اگر هرچند کار ترجمه شمس النهار آغاز يافت اما توجه شديد طرزي وهمکارانش برآن ، روند ادبي درکشور رامتغير ساخت.
4. انواع جديد ادبي : چيزي ديگري که سراج بدان توجه نشان داد يا درحقيقت بنيان آن راپي ريخت، انواع جديد ادبي بودکه تا پيش ازآن نسبت به آن توجه چنداني صورت نگرفته بود ازجمله:
الف : سفر نامه نويسي: سفرنامه نويسي جديد با تاثير از سياحت نامه نويسي ادبيات ترک دراواخر دههء اول سدهء بيستم آغاز يافت وسراج الاخبار با چاپ نمونه هاي متعددي ازآن چون " سياحت سه قطعه روي زمين در 29 روز" از محمود طرزي، سياحت نامهء لاپونيا و ترجمه ء سياحت نامهء عبدالرشيد ابراهيم افندي توسط محمود طرزي و عبدالهادي پريشان، نقش برازنده يي را در جهت تحول و تکامل اين نوع ادبي درکشور ايفا نمود. هدف از انتشار ترجمهء سياحت نامه ها درسراج بيشتر آشنايي مردم با صنعت و تخنيک کشور هاي ديگر، عنوان شده است.
ب : شعر منثور : چاپ قطعات ادبي يا شعر منثور که با ترجمه هاي شعر اروپايي آغاز يافت گامي ديگري در راستاي تحول ادبي به شمار ميرود. "بوسهء مادر" از شاعر فرانسوي ، "ترجمهء شعر يکي از ظريف طبعان جرمني" ، " تنهايي" از يادگار صالحيه، "شعر- موسيقي" ، "شبنم" و " بهار عاشقي" از محمود طرزي، " عمر ... رفت" از عبدالهادي داوي پريشان ، عناوين قطعات ادبي اند که در سراج الاخبار به زيور طبع آراسته گرديدند. ادامهء چاپ قطعات ادبي به نام شعر منثور درامان افغان، آيينه عرفان، انيس، مجله کابل و نشريات سال هاي پس از آن موجب پيدايش شعر سپيد در دههء پنجاه گرديد.
ج : داستان : رمان هاي ژول ورن فانتزي نويس فرانسوي، فاجعهء پاريس ازگزاويه دومنته پن، درسراج الاخبار ترجمه و به نشر رسيد. بعد از آن داستان "جهاد اکبر" نوشته شده و در امان افغان انتشار يافت، همچنان داستان " جشن استقلال افغانستان در بوليويا" از مرتضي احمد محمد زايي درامان افغان نشرگرديد. به دنبال آن "تصوير عبرت" از عبدالقادر افندي ، " نداي طلبهء معارف" ازمحي الدين انيس، "لوحهء وفا" از ميرغلام حضرت شايق جمال، سلسله داستان هايي بودند که سير داستان نويسي را درافغانستان توسعه دادند. درسال هاي 1318 و 1319 نمونه هاي ماندگار تر و پخته تري چون "مادر تيره روز" ازمحمد رسول وسا و "قرباني بيگناه" از ع . آرمانجن خلق گرديد. پس به اين صورت ميتوان گفت که سراج الاخبار نخستين معبري بود که سير داستان نويسي از آن آغاز گرديد و با امان افغان قوت و استحکام بيشتري يافت.
5 . پشت به گذشته: علاوه بر تغييراتي که به کوشش محمود طرزي در عرصهء ادبيات به وجود آمد و سراج الاخبار نقش عمده يي درآن داشت، سعي ديگري در زمينهء ايجاد تغيير در ساختار شعر قديم صورت گرفت. محمودطرزي با ارائهء شيوه نوين شعر درقالب مثنوي- ترجيح بند، خواست تا دست به ابتکار نوتري در شکست قالب هاي کهن بزند و بينش جديد تري را وارد شعر بسازد. "مرثيهء مينا" از نمونه هاي کاري او دراين باب مي باشد که اينگونه آغاز مي گردد:
مرغکان اين چه خوش نوايي ها
اين چه پرواز و پر فشاني ها
اين چه جمعيت سرود آيين
اين چه چرچر همه سرود آگين
حال تان ساده شکل تان چه ظريف
صوت تان خوش مقام تان چه لطيف
ليک ترسم ک دهر خانه خراب
محو سازد مجلس احباب
چپ شوين مرغکان من چپ شين
ا-ي-ن-ه! آمد شکاري با صد پيچ
نيست در توبرهء شکارش هيچ
نيست تنها دو ميله در دستست
چره پر بهر قتل تان مستست
رحم در دل نباشدش هرگز
چو ببيند کشد کند جز و بز...
چپ شو مينا که هستي مينا کار
کشدت آن شکاري زار و نزار
شان نباشد که شين انسان است
اين چه کار قساوت افشان است
چپ شوين مرغکان من چپ شين...
(اسد الله حبيب، ادبيات دري ...، ص 114)