صفحه اول | فصلنامه هاي منتشر شده | معرفي نويسنده گان | درباره ما |

 فصل نامه شماره :

 
معرفي

 مصطفي ملكيان

تحصيل در رشته مكانيك را در دانشگاه تهران به سال 1352 آغاز كرد. اما آن را رها كرد و به سراغ فلسفه رفت. او تحصيل در حوزه و دانشگاه را همزمان پي گرفت. وي در سال 1365 در رشته فلسفه موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس شد و با اينكه تنها يك گام تا دفاع رساله ي دكتري فاصله داشت به دلايلي از دوره ي دكتري انصراف داد.

آثار منتشر شده: راهي به رهايي ، مشتاقي و مهجوري، مهر ماندگار.

 
 
تدين عقلي
 

كد مطلب :  11              تعداد دفعات نمايش : 2337                 

 

سخنان را به ما رسانده است، بعد هم گفته‌ايد که در مغز اين کلام – نه در ظاهرش البته – مطالبي آمده است من نمي‌گويم مطالبي که شما مي‌گوييد حق نيست، من اصلاً نمي‌دانم، من با ادعايتان کار ندارم، من با دليل شما کار دارم، اينها سه مدعا است که شما داريد، شما اول ادله اين مدعاهاي خود را اقامه کنيد، ببينيم به چه دليل اين سه مدعا را مطرح مي‌کنيد، اگر ادله شما تام بود، آن وقت نَحنُ تَبَعاً لکُم، ما هم به دنبال شما مي‌آييم؛ بحث بر سر اين است و بحث و سخن شما چيز جديدي هم نيست، اين که الان شما مي‌گوييد چيزي است که در تمام قرون و اعصار و در اديان مختلف هم همين روش را پدران و مادران ما طي کرده‌اند: «أنا وَجَدُنا آباء‌نا عَلَي اُمَهِ و اِنا عَلَي آثارهم مُقتَدون» (زخرف/23) فقط بحث بر سر اين است که آن کسي که سخن شما را قبول نمي‌کند، ممکن است که حتي در مدعاي شما هم شک نکند، براي اينکه مدعايتان را قبول دارند، اما مسأله اين است که شما چه دليلي بر مدعايتان داريد؟ اين خيلي فرق مي‌کند، يک وقت است که من مدعا را قبول ندارم، يک وقت مي‌گويم اينکه من مدعاي شما را قبول دارم يا ندارم مهم نيست، مهم اين است که شما براي صدق مدعايتان چه دليلي داريد؟ اگر ادله‌اي در اثبات صدق مدعايتان داشته باشيد، راست مي‌گوييد، ما همه کارهايي که کرده‌ايم اکل از قفا و دور سر گرداندن لقمه بوده است، اما اگر نتوانيد دليل قوي‌اي به سود مدعاي خود اقامه کنيد، آن وقت مي‌بينيد که اينها لقمه به دور سر گرداندن نيست، اينها ناخنک‌زدن‌هاي صادقانه‌اي است که انسان‌هايي که مي‌خواستند در دوران تجدد و مدرنيته دين خود را هم حفظ بکنند، بيچاره‌ها چاره‌اي جز اين نداشته‌اند که يک چنين ناخنک‌هايي را بزنند، من بارها گفته‌ام که کساني که در دوران مدرنيته مي‌خواهند دين را حفظ کنند، مثل کسي است که بخواهد با يک ميخ يک چاه عميق حفر کند، خيلي مشکل است، ولي اين هم که مي‌بينيد قصد کرده اين چاه را حفر کند، به خاطر اين است که مي‌خواسته متدين بماند وگرنه اگر نمي‌خواست متدين بماند که ديگر اين دور سر گرداندن را هم انجام نمي‌داد، مي‌گفت ما دين و خدا و پيغمبر را نمي‌خواهيم؛ اگر مي‌بينيد کسي دارد- به تعبير شما – با تمام دور سر گرداندن‌ها، اين‌قدر جوش بزند و بعد هم کسي به وي بگويد: «آقا اين حرف‌ها بي معنا بود!»، اين براي اين است که مي‌خواسته به نحوي در دوران مدرنيته دين‌داري را حفظ کند، وگرنه اگر دغدغه دين نداشتيم که مثل خيلي‌هاي ديگر مي‌گفتيم نه قرآن حق است، نه روايات حق است، نه خدايي وجود دارد، نه پيغمبري وجود دارد، نه نبوتي هست، خيالمان را هم راحت مي‌کرديم، شما فکر نکنيد که چنين افرادي ديوانه‌هايي هستند که مي‌خواهند وقت ديگران يا وقت خودشان را بگيرند يا اصلاً بالاتر، قصد ديگرفريبي يا خودفريبي را دارند، خير اينگونه نيست، اينها نه قصد ديگرفريبي دارند و نه قصد خودفريبي، نه وقت اضافه دارند، نه نيروي زائد دارند که بخواهند اينگونه آن را مصرف کنند، مي‌خواهند دين را حفظ کنند، از طرفي هم مي‌‌بينند در دوران مدرنيته هستند، در دوراني که هر چيزي بايد دليل داشته باشد، بعد مي‌بينيد اين ادله ضعيف است، مي‌گويند پس يک نقبکي بزنيم، شايد از اين نقب‌زدن‌ها يک چيزي عايد متدينان و از جمله خودمان هم بشود، اگر هم موفق نبوديم که «من يخرج من بيته مهاجراً الي الله و رسوله ثم يدرکه الموت فقد وقع اجره علي الله» (نسا/100)، اگر هم از خانه بيرون آمديم ولي به مقصد نرسيديم اما اجر ما با خدا خواهد بود. ? آيا لازمه تدين و معنويت اين است که براي تدين خود استدلالات دقيق فلسفي و عقلي بياوريم تا از طريق آنها مسائلي مانند وجود خدا، مساله شر و جبر را حل کنيم، آيا نبايد راه ديگري نيز وجود داشته باشدتا بتوان به آرامش، اطمينان، اميد، شادي، تجربه ديني و يا هر چيز ديگري را که کمال مي‌دانيد رسيد؟ آيا شباني که (اشاره به داستان موسي و شبان) اين مسائل اصلاً براي او مهم نيست، هيچ نصيبي از معنويت نبرده است؟ نسبت اين عوامل باهم چيست و جايگاه و سهم هر کدام در به کمال رساندن آدمي کدام است؟ ? خيلي سوال خوبي است، مي‌فرمايند آيا آدم بايد لزوماً استدلال عقلي و دليل و برهان و اين چيزها داشته باشد که بتوانيم به وي متدين بگوييم؟ نمي‌شود انسان اينها را نداشته باشد و متدين باشد؟ بنده در پاسخ عرض مي‌کنم که بايد دو مقام را از هم تفکيک کنيد؛ «متدين بودن» يک مقام است و «دفاع از دين» مقام ديگري است، آدم مي‌تواند نه دليل عقلي داشته باشد، نه استدلالي، نه برهاني، نه منطق بداند – منظورم منطق رسمي است – و متدين هم باشد، مثل شباني که در سوال مطرح شده است، اين متدين هم هست، اما همين شبان بسيار متدين پاک مهذب، اگر روزي آمد و به رفيقش گفت که «تو دين من را قبول داري يا نه؟» گفت «نه»، گفت «بيا دين من را قبول کن»، تا گفت «بيا دين من را قبول کن»، رفيقش مي‌گويد: «به چه دليلي؟» در اينجا دليل مي‌خواهد، بنابر اين براي متدين بودن دليل فلسفي خدشه‌ناپذير لازم نيست، اما براي دفاع از دين لازم است؛ اگر مي‌خواهيد فقط خودتان متدين باشيد، دغدغه دليل نداشته باشيد، اما اگر بناست يک، دو، يا سه فرد از مخاطبان خود را به دين خود دعوت کنيد، در آنجا ديگر نمي‌شود، چگونه مي‌خواهيد طرف مقابل را که بي‌باور است به آستانه باور بکشانيد؟ دليل براي بي‌باوراني است که ما مي‌خواهيم آنان را به آستانه باور خودمان بکشانيم، خوب بدون دليل چکار کنيم؟ انساني که بخواهد بدون دليل کارش را پيش ببرد، آن وقت کار او به دو چيز کشيده مي‌شود که يکي «فريبکاري» است و ديگري «خشونت» است؛ چون در عالم سه راه بيشتر وجود ندارد: 1- استدلال؛ 2- فريبکاري؛ 3- خشونت؛ اگر استدلال نداشته باشي، ديگر راهي جز اين نداري که يا با خشونت خود يا ديگران را بکشي يا به فريبکاري متمسک شوي و اگر بخواهد نه خشونت بورزد و نه فريبکاري کند که هر دو خلاف اخلاق هستند، چاره‌اي جز اين ندارد که براي به باور کشيدن بي‌باوران استدلال کند، اما براي تدين خودتان استدلال آوردن لازم و ضروري نيست. ? درمبدأ ورود دين و طالب حقيقت شدن، نسبيت فرد و در پي آن نسبيت دين کجا ... همچنان که نسبيت در عقل راه دارد، در دين هم دارد. ? نمي‌فهمم مراد ايشان از «نسبيت» چيست، اگر مرادشان از نسبيت اين است که انسان‌ها به لحاظ قبول و رد عقلانيت متفاوت هستند، يعني يک استدلال که حسن را متقاعد مي‌کند، ممکن است همان استدلال حسين را متقاعد نکند، خوب البته قبول دارم ميزان اقناع‌کننده گي هر دليلي کاملاً بستگي به مخاطب آن دليل دارد، يک دليلي ممکن است اين مخاطب را قانع کند و همين دليل، مخاطب ديگري را قانع نکند، يعني اقناع‌کننده گي ادله و اقناع‌ناکننده گي ادله دو امر مطلق نيست، بلکه دو امر نسبي است و در نسبت با مخاطب فرق مي‌کند، اين را قبول دارم، اما من چيز ديگري در اين بيان مطلب از نسبيت عقل نمي‌فهمم، تنها چيزي که از اين بيان در مي‌آمد همين نسبيت به اين معنايي که بيان کردم مي‌باشد، اگر چيز ديگري مورد نظر است من متوجه نيستم. ? شما بحث نسبيت را در عقل و فهم ما از دين مطرح کرديد. ? بحث پلوراليزم که شما پيش کشيديد، بحثي است که اگر من بخواهم پاسخ بدهم بايد تشقيق شقوق کنم و نمي‌توانم در اين مدت محدود به آن پاسخ مفصل دهم، ببينيد وقتي بحث پلوراليزم مطرح مي‌شود پنج نکته را بايد از يکديگر تفکيک کرد، شما تا اين پنج تفکيک را انجام نداده‌ايد، نمي‌توانيد در اين باب داوري کنيد؛ 1- بحث اول در باب پلوراليزم اين است که چرا در تاريخ بشر، يک دين ظهور نکرده است و چرا n عدد دين ظهور کرده است؟ اين يک مساله است، چرا وقتي کل تاريخ بشر را نگاه مي‌کنيم در آن يک دين نمي‌بينيم ، اين همه اديان و مذاهب را مي‌بينيم؛ 2- بحث دوم اين است که حالا به هر دليلي بيش از يک دين ظهور کرده، اما سوال ما اين است که چه شده است که بشر نزديک به يک قرن و نيم است که آهسته آهسته به اين سمت کشيده شده است که غير از دين من، براي اديان ديگر هم مي‌شود نحوه‌اي حقانيت قائل بود؛ چرا اين حرف قبلاً مطرح نبوده است؟ اين هم بحث دوم است. يعني آن علل و عوامل دروني يا بيروني، فردي يا جمعي‌اي که سبب شده است که از يک قرن و نيم پيش به اين سو کساني معتقد شوند که غير از دين من، براي ساير اديان و مذاهب يا لااقل براي بعضي از ساير اديان و مذاهب هم مي‌شود به نحوه‌اي حقانيت قائل شد؛ 3- مبحث سوم اين است که حالا به هر علتي اين اعتقاد در يک قرن و نيم اخير پديد آمده است، آيا اين اعتقاد درست است يا غلط است، يعني آيا پلوراليزم سخن درستي است يا يک سخن نادرستي است؟ اين سوال سوم خودش دو شِق است، يک


1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

 :صفحه

 ) نظرات شما:

 
 نام
 email
 سايت
 
 نام و آدرس پستي شما محفوظ است.

 تدين عقلي
 

 مقدمه اي بر شاهكار ها و مضامين پايا در ادب ما
 

 انديشه هاي نا ارسطويي ناصر خسرو
 

 از واژه هاي اشك تا قطره هاي شعر
 ملازمه روشنفكري و دين داري
 

 مروري بر تحولات ادبي در افغانستان
 خمسه اوليه
 مرور كوتاهي بر نثر داستاني معاصر دري
 

 دستي در واقعيت و سري در رويا
 روايتي ديگر از روايت آيينه
 

 چپ دست ها
 

 

 Powered and Designed by Iranwebs.com