صفحه اول | فصلنامه هاي منتشر شده | معرفي نويسنده گان | درباره ما |

 فصل نامه شماره :

 
معرفي

 مصطفي ملكيان

تحصيل در رشته مكانيك را در دانشگاه تهران به سال 1352 آغاز كرد. اما آن را رها كرد و به سراغ فلسفه رفت. او تحصيل در حوزه و دانشگاه را همزمان پي گرفت. وي در سال 1365 در رشته فلسفه موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس شد و با اينكه تنها يك گام تا دفاع رساله ي دكتري فاصله داشت به دلايلي از دوره ي دكتري انصراف داد.

آثار منتشر شده: راهي به رهايي ، مشتاقي و مهجوري، مهر ماندگار.

 
 
تدين عقلي
 

كد مطلب :  11              تعداد دفعات نمايش : 2335                 

 

شما قائل هستيد به اينکه نظام جهان يک نظام اخلاقي است، يعني هم نسبت به خوبي و بدي اخلاقي شعور دارد و هم واکنش متناسب نسبت به خوبي و بدي اخلاقي نشان مي‌دهد، اين همان تعبير قرآن است که «فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره» (زلزال/ 7و8 ) اگر به اندازه سنگيني يک گرد و غبار هوا خوبي بکنيد، خواهيد ديد و اگر به اندازه سنگيني يک گرد و غبار هوا هم بدي بکنيد، آن را هم خواهيد ديد؛ اين يعني نظام جهان، نظامي اخلاقي است، نظام جهان نظام اخلاقي است بدين معنا که هم براي جهان علم و ادراکي تصوير مي‌کند و هم براي آن اراده‌اي متناسب با آن علم در نظر مي‌گيرد، جهان هم تفاوت راست گفتن و دروغ گفتن، تواضع و تکبر، خدمت و خيانت و امانت و عدم امانت را مي‌فهمد و هم متناسب با اين فهم خود، واکنش نشان مي‌دهد؛ حالا اين که چگونه واکنش نشان مي‌دهد بحث ديگري است؛ آيا در همين دنيا واکنش نشان مي‌دهد يا در جهان پس از مرگ؟ يا هم در اينجا و هم در آنجا به صورت معاد واکنش نشان مي‌دهد؟ واکنش خود را به صورت تناسخ نشان مي‌دهد؟ به هر صورت نشان دهد، بالاخره نشان مي‌دهد، «لها ما کسبت و عليها ما اکتسبت» (بقره/ 286) اندکي نيکي به جيب خودتان مي‌رود و اندکي بدي هم از جيب خودتان مي‌رود؛ کسي که يک چنين تصويري از نظام جهان دارد آن وقت ديدش نسبت به جهان اين است که در جهان احساس امن مطلق مي‌کند، احساس امنيت مي‌کند، هرچه که ما متعقلانه‌تر متدين هستيم، بيشتر احساس امنيت مي‌کنيم، چرا؟ چون انسان در جهاني احساس امينت نمي‌کند که يا اين جهان را به خوبي و بدي، عالِم نمي‌بيند، يا اينکه مي‌گويد ولو اين جهان خوبي و بدي را ادراک مي‌کند، ولي متناسب با آن خوبي و بدي، واکنش نشان نمي‌دهد؛ ولي اگر معتقد باشيم که جهان هم ادراک مي‌کند که من کار خوب کرده‌ام يا کار بد، خدمت کرده‌ام يا خيانت، و هم متناسب با اين خدمت و خيانت من واکنش نشان مي‌دهد و در اين واکنش نشان دادن ذره‌اي استثناء قبول نمي‌کند و ذره‌اي هم کمتر يا بيشتر از آن مقدار متناسب واکنش نشان نمي‌دهد، در نتيجه در اين صورت «احساس امنيت» خواهد کرد، اينجاست که ويتگنشتاين مي‌گفت به نظر من تعريف تدين يعني احساس امنيت کردن در جهان، متدين کسي است که در جهان احساس امنيت کند و به تعبير ديگري متدين کسي است که هميشه دارد فرياد مي‌کند که هر چه پيش آيد به من زيان نمي‌رسد «يا ايها الذين آمنو عليکم انفسکم لا يضرکم من ضل اذا اهتديتم» (مائده/105) هيچ کسي نمي‌تواند به شما زيان برساند اين احساس امنيت علامت يک ديني است که اين دين متعقلانه است. اين «احساس امنيت» را با ويژه گي ديگري که بعداً خواهم گفت اشتباه نفرماييد، من بعداً در يکي از ويژه گي‌ها خواهم گفت که «دين متعقلانه ديني است که در اين دين، انسان در عين بي‌يقيني زنده گي کند» بي‌يقيني» را با «احساس امنيت» اشتباه نگيريد، انساني که متدين است، احساس امنيت مي‌کند ولي احساس يقين نمي‌کند و اينها دو چيز است و من اين را بعداً به‌ تفصيل بيشتر بيان خواهم کرد، بنابراين هروقت که شما توانستيد بگوييد که: «اي جهان هر گونه بچرخي من زيان نمي‌کنم، هر گونه بچرخي به من آسيبي نمي‌رسد، چون متدين هستم» چرا که اگر واقعاً دريافت کرده‌ايد که نظام جهان، نظامي اخلاقي است، اگر مي‌بينيد که وقتي خدمتي مي‌کنيد، منتظر عوض نشسته‌ايد يا منتظر سپاسگزاري نشسته‌ايد، آن وقت معلوم مي‌شود که آن احساس امنيت را نداريد، انسان متدين به تعبير قرآني نه منتظر پاداش است، نه منتظر سپاسگزاري است، نه منتظر اجر است «لا نريد منکم جزاء و لا شکورا» (انسان/9). کسي که نظام جهان را نظام اخلاقي مي‌داند و مي‌گويد من دانه‌اي که مي‌کارم تضمين ثمردهي آن در دست من نيست؛ او دغدغه نتيجه را ندارد، چون کاملاً وقوف دارد به اينکه جهان يک مجموعه‌اي است، آن‌قدر سترگ و عظيم که او جز يک پيچ و مهره ناچيز آن نيست و براي ثمردهي عمل فرد، بايد کل نظام مساعدت کند و اگر مساعدت نکرد نمي‌رسد، اما در عين حال احساس امنيت خود را از دست نمي‌دهد، چون او کار را بايد انجام مي‌داد، نتيجه را که نبايد تضمين مي‌کرد، و به اين لحاظ است که متديناني که متعقلانه فکر مي‌کنند، امنيت خاطر دارند ولو اينکه يکي از پروژه‌هايشان هم مثمر ثمر نشود، همه پروژه‌ها را وقتي انجام مي‌دادند که البته گمان مي‌برده‌اند مثمر ثمر واقع مي‌شود، ولي وقتي انجام دادند ديگر خيالشان راحت است، به تعبير ديگر، وقتي عمل را انجام دادند، رشته ارتباط عاطفي خودشان با عمل را قيچي مي‌کنند، وقتي ارتباط خود را با عمل قيچي نکرديد آن وقت نتيجه‌اش اين مي‌شود که احساس امنيت خاطرتان از بين مي‌رود، چرا؟ چون منتظر نتيجه هستيد و بعد مي‌بينيد که نتيجه در گرداب‌هايي افتاد، نتيجه فراز و نشيب پيدا کرد، نتيجه به دست يک عواملي افتاد که مثل اينکه مي‌خواهند زحمت شما را خنثي کنند و چون شما دغدغه نتيجه را داريد، امنيت خاطر نخواهيد داشت؛ انسان متعقل چون مي‌داند که جهان نظامي اخلاقي دارد، يک چنين ويژه گي‌اي دارد که کنش او بي خواهش است ولي کنش بي خواهش نشانه نداشتن امنيت نيست. اين چهار ويژه گي که تا به حال بيان گرديد، هرچهار موردبه «بينش ديني» بستگي دارد، براي اينکه ويژه گي‌ هاي ديگري که بيان خواهد شد بعضي به «گرايش ديني» بستگي دارند و بعضي به «نگرش ديني»، ولي وجه اشتراک چهار ويژه گي مذکور اين است که به بينش ديني بستگي دارند، يعني به آنچه که متدين از جهان مي‌داند بستگي دارند، به باورهاي متدين درباره جهان بستگي دارند، بنابراين در واقع متدين متعقل چهار «باور» نسبت به جهان دارد و آن چهار باور عبارت از چهار موردي است که تاکنون بيان شد؛ حالا اگر بتوانيم در جلسه آينده خواهم گفت که ممکن است بعضي از ويژه گي‌هايي که من در قسمت نگرش ديني و بعضي از ويژه گي‌هايي که در قسمت گرايش ديني خواهم گفت ممکن است في بادي‌النظر با اين چهار ويژه گي‌اي که گفته‌ام ناسازگار باشد که اميدوارم بتوانم اين ناسازگاري را رفع کنم. تدين تعقلي – پرسش و پاسخ جلسه نخست ? آيا آنهايي که ديانتشان به تعبير شما «سوار بر کشتي شدن» است، آرامش، شادي و اميد ندارند؟ ? پاسخ اين سوال را در جلسه آينده خواهم گفت، سوال بسيار خوبي است، ايشان مي‌گويند بعضي افراد که احساس مي‌کنند ديانتشان «سوار کشتي شدن» است نه «شناگري»، اينها آرامش، شادي و اميد دارند يا خير، من در جلسه آينده بيان خواهم کرد که آرامش، شادي و اميد دو شرط دارد: يکي اينکه آرامش، شادي و اميد پايدار باشد و يکي اينکه بر اساس توهم نباشد، ما نمي‌خواهيم بر اساس توهم شاد باشيم، نمي‌خواهيم بر اساس توهم آرامش داشته باشيم و نمي‌خواهيم بر اساس توهم اميدوار باشيم، بلکه مي‌خواهيم بر اساس حقيقت، آرامش، شادي و اميد داشته باشيم، حضرت عيسي (ع) در انجيل از وي نقل است که «حقيقت نجات بخش است». و من اين را اينگونه معنا مي‌کنم که فقط حقيقت است که شادي، آرامش و اميد پايدار و عميق مي‌آورد وگرنه، بله قبول مي‌کنم که اگر شما مرادتان از آرامش، شادي و اميد، حتي آن چيزي هم باشد که مبتني بر توهمات است و حتي آن چيزي هم باشد که پايدار و عميق نيست، آن وقت بعضي از افراد هم اين آرامش، شادي و اميد را هم دارند. اين را انشاءالله در جلسه آينده توضيح خواهم داد. ? برخي تجربه‌هاي ديني نيز به آدمي آرامش و راحتي خيال مي‌دهد و يا انسان احساس نجات‌يافتگي مي‌کند،آيا اين با ديانت عقلاني که احساس شناگري است منافات داردودرصورت منافات چه بايد کرد؟ ? خير، من انشاالله اين را هم خواهم گفت که تجربه‌هاي ديني هيچ منافاتي با ديانت عقلاني ندارند، چون مراد من از عقل در اينجا فقط عقل استدلال‌گر نيست، مرادم تنها نيروي استدلال‌گر نيست، من وقتي در اينجا مي‌گويم عقل، عقل را در معناي عام آن به کار مي‌برم، يعني همه اين چهار نيرويي که در درون وجود دارد: 1- مورد اول همين «نيروي استدلال‌گر» است که گاهي از آن تعبير به «عقل» مي‌کنند؛ 2- ديگري «حس» و «شهود» ما است، يعني حس ظاهر و حس باطن (شعور)؛ 3- «حافظه»؛ 4- و مورد چهارم هم تجربه‌هايي که ايشان از آن تعبير به «تجربه ديني» کرده بودند يا به عبارت ديگر «علم حضوري» يا به بيان ديگر «علم عرفاني»؛ من همه اينها را مي‌گويم، فقط بحث بر سر اين است که همه اينها از درون من بجوشند، من به عنوان يک سنت و ارث و مرده‌ريگي که از پدرانم به دستم رسيده، دين را تحويل نگرفته باشم، کاملاً توانسته باشم اين را با فاهمه خودم سازگار


1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

 :صفحه

 ) نظرات شما:

 
 نام
 email
 سايت
 
 نام و آدرس پستي شما محفوظ است.

 تدين عقلي
 

 مقدمه اي بر شاهكار ها و مضامين پايا در ادب ما
 

 انديشه هاي نا ارسطويي ناصر خسرو
 

 از واژه هاي اشك تا قطره هاي شعر
 ملازمه روشنفكري و دين داري
 

 مروري بر تحولات ادبي در افغانستان
 خمسه اوليه
 مرور كوتاهي بر نثر داستاني معاصر دري
 

 دستي در واقعيت و سري در رويا
 روايتي ديگر از روايت آيينه
 

 چپ دست ها
 

 

 Powered and Designed by Iranwebs.com