صفحه اول | فصلنامه هاي منتشر شده | معرفي نويسنده گان | درباره ما |

 فصل نامه شماره :

 
معرفي

 مصطفي ملكيان

تحصيل در رشته مكانيك را در دانشگاه تهران به سال 1352 آغاز كرد. اما آن را رها كرد و به سراغ فلسفه رفت. او تحصيل در حوزه و دانشگاه را همزمان پي گرفت. وي در سال 1365 در رشته فلسفه موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس شد و با اينكه تنها يك گام تا دفاع رساله ي دكتري فاصله داشت به دلايلي از دوره ي دكتري انصراف داد.

آثار منتشر شده: راهي به رهايي ، مشتاقي و مهجوري، مهر ماندگار.

 
 
تدين عقلي
 

كد مطلب :  11              تعداد دفعات نمايش : 2342                 

 

انسان «کنش‌پذير درون‌گرا» اينها چهار تيپولوژي رواني مختلف در انسان‌ها دارند، يعني اگر ما چهار شخص داشته باشيم که يکي از آنها کنش‌گر بيرون‌گرا باشد، ديگري کنش‌گر درون‌گرا، سومي کنش‌پذير بيرون‌گرا باشد و شخص چهارم کنش‌پذير درون‌گرا، اگر اين چهار فرد با کمال صداقت و جديت هم به قرآن رجوع کنند، تديني که برايشان حاصل مي‌شود به چهار گون? مختلف خواهد بود، به دليل اينکه تيپولوژي رواني هم در طريق? تدين تاثير مي‌گذارد. عامل سوم که در طريقت‌هاي مختلف تدين و دين‌داري تاثير مي‌گذارد،«اوضاع و احوال بيروني» است. عامل چهارم «ميزان صداقت و جديت انسان‌ها» است. بنابر اين ماحصل سخن اينکه اولاً قرائت‌هاي مختلف دين غير از طريقت‌هاي مختلف تدين است؛ نکت? دوم اينکه طريقت‌هاي مختلف تدين معلول چند عامل است که يکي از آن عوامل، «قرائت‌هاي مختلف از دين» است. مطلب ديگري که در سوال وجود داشت اين بود که بيان کردند که: «با توجه به اين مباحثي که شما مطرح کرديد، بالاخره هم? انسانها به نحوي از انحاء دين‌دار هستند»، من در پاسخ مي‌گويم خير، از بيان من اين هم بر نمي‌آيد، چون اگر دقت کنيد اولاً من دين‌داري را وقتي گفتم که شما يک متن مقدسي داشته باشيد و گفتم که اين متن مقدس، همان توش? راهتان است که بايد با اين توشه گام در طريقت دين‌داري را بگذاريد، حال اگر کسي متن مقدس نداشته باشد، نمي‌توانيم به او دين‌دار بگوييم، لذا من بحثم در باب دين‌داري به اين معنا بود، يعني دين‌داري با يک متن مقدس شروع مي‌کند، منتهي گفتم نبايد متن مقدس را به ارث برده باشد و چشم و گوش بسته قبول کرده باشد و بنابر اين نمي‌شود گفت که هر انساني در عالم دين‌دار است، خير هم? انسان‌هاي عالم به اين معنا دين‌دار نيستند، زيرا خيلي از انسان‌ها متن مقدس ندارند، اما اگر کسي متن مقدس داشت باشد، به تعبيري که ما گفتيم، دين‌دار مي‌شود؛ به هر حال تعريف و تعبير ما اين است و در عين حال کساني را که متن مقدس ندارند محکوم نمي‌کنيم، بلکه مي‌گوييم ما بحث و مرادمان از دين‌دار کسي بود که يک متن مقدس را قبول دارد و مي‌گويد اين متن مقدس راهنماي تدين ما و توش? راه دين‌داري ما است. ? ... در طريق تدين، هر کس به انداز? ظرفيت، فهم و درک خود حرکت مي‌کند و فقط روز رستاخيز است که مقصد نهايي معلوم مي‌شود و مشخص مي‌شود که چه کسي به مقصود رسيده است و چه کسي نرسيده، آن وقت است که مطلق معلوم مي‌شود و مشخص مي‌گردد که چه کسي مطلق و درست بوده است، چه کسي اطاعت خدا کرده است و چه کسي عصيان او. ? کاملاً قبول دارم و هيچ مشکلي ندارد، يعني من هم همين را مي‌گويم، حتي حديثي از پيامبر (ص) نقل شده است که «الفقرُ و الغنا بَعد العرض عَلي النار» ، پيامبر(ص) فرمود که وقتي خدا در قيامت از شما سان ديد، آن وقت معلوم مي‌شود که چه کسي فقير بوده است و چه کسي غني بوده است؛ اين معنايش اين است که قبل از سان ديدن الهي، هيچ مشخص نيست که چه کسي کجاي کار است، و چرتکه انداختن‌هاي خدا هم با چرتکه انداختن‌هاي ما خيلي متفاوت است؛ بنابر اين، بله من دقيقاً سخن شما را قبول دارم که ما اصلاً نمي‌توانيم در باب اينکه آيا اين بند? خدا موفق و واصل است يا ناموفق، داوري کنيم، اصلاً ما به اين چه کار داريم؟ به تعبير حضرت علي‌بن ابي‌طالب(ع) «طُوبي لِمَن شَغَلَهُ عُيوب نفسهِ عَن عيوب غيره» خوشا به حال کساني که آن قدر به عيوب خودشان دل مشغول هستند که اصلاً عيب ديگران را نمي‌بينند؛ ما چه کار داريم در باب ديگران داوري کنيم؟ لذا من سخني را که در سوال مطرح شد کاملاً قبول دارم، چرا که سخن درستي است، حالا ايشان تعبير کردند به «روز قيامت و رستاخيز»، من مي‌گويم خير، براي دريافت و تبيين اين مطلب حتي تمسک به روز قيامت هم لازم نيست، الان هم من در درون خودم، فقط در مورد خودم مي‌توانم داروي کنم، دربار? شما انصافاً من نمي‌توانم داوري کنم، چون من که «عالِم الغَيبِ و الشَهاده» نيستم، من چه مي‌دانم که در درون شما چه مي‌گذرد، و بنابر اين راه داوري را مي‌بنديم و داوري را به خدا واگذار مي‌کنيم. حال شما در سوالتان گفتيد که داوري در روز قيامت است، اما من معتقدم که اين داوري در حوزه‌هاي قراردادي نيست، همين الان هم هرکس از ما که به درون خويش رجوع کند، درمي‌يابد که داوري خدا دربار? او چيست. ? ... ? بله، ما دينمان ديني بود که عارف ما مي‌گفت که «من از ديوار چين تا اندلس، در هر بياباني، اگر خاري به پايي بخلد و فرو رود، من اشک مي‌ريزم»، او آن وقت فکر مي‌کرد که يک سوي عالَم، ديوار چين است و يک سوي آن هم اندلس است؛ ما دينمان اينچنين ديني بود، ببينيد چقدر بزرگواري و انسانيت که مي‌گفت «من در همه بيابان‌هاي عالم، هر وقت خاري به پاي کسي مي‌خلد، من اشک مي‌ريزم»؛ يا مي‌گفت که «من بر در جهنم مي‌ايستم و هر که را که خواستند وارد جهنم کنند، مي‌گويم گناه او را هم به پاي من بگذاريد، همه را به بهشت مي‌فرستم و بعد مي‌گويم من با هم? اين گناهان آماده هستم، حال هر کار مي‌خواهيد با من بکنيد»، دين ما چنين ديني بود، اين تلقي وجود داشت، اما حال چنين نگرش و تلقي والايي را با آنچه که در امثال بن‌لاد‌ن‌ها و ملاعُمَرهاي جهان مي‌بينم، مقايسه کنيد، چنين افرادي هم يک تلقي از دين است. به نظر من روح دين‌داري همين است که ما قبول کنيم که هم? انسان‌ها، ساخته‌هاي دست خداوند هستند و چون ساخت? دست خدا هستند، خواست? دل خدا هستند، من بارها گفته‌ام که «ساخت? خدا، خواست? خداست» و «هر چه ساخت? دست خداست، با هم? نقايصش، خواست? دل خدا هم هست».


1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

 :صفحه

 ) نظرات شما:

 
 نام
 email
 سايت
 
 نام و آدرس پستي شما محفوظ است.

 تدين عقلي
 

 مقدمه اي بر شاهكار ها و مضامين پايا در ادب ما
 

 انديشه هاي نا ارسطويي ناصر خسرو
 

 از واژه هاي اشك تا قطره هاي شعر
 ملازمه روشنفكري و دين داري
 

 مروري بر تحولات ادبي در افغانستان
 خمسه اوليه
 مرور كوتاهي بر نثر داستاني معاصر دري
 

 دستي در واقعيت و سري در رويا
 روايتي ديگر از روايت آيينه
 

 چپ دست ها
 

 

 Powered and Designed by Iranwebs.com